|
فاين تذهبون٭ دولت جديد چه پيش از روي کار آمدن چه پس از آن همواره شعارهايي را مطرح کرده است که عجيب و بعضا ناممکن و غيرمرتبط با وظايف دولت است. مهرورزي ا بندگان خدا، جاروکشي مردم، آوردن نفت بر سر سفرهها، چيدن مقدمات ظهور امام زمان، برچيدن مافياي نفتي، قطع دست کليه غارتگران بيت المال و... همه و همه شعارهايي است که بعضا سابقهاي برابر نظام جمهوري اسلامي دارند. اما از آنجا که ارادهاي براي تحقق آنها نبوده، پس همچنان معطل بر زمين ماندهاند و اکنون نيز به نظر نميرسد بختي براي تحقق داشته باشند که شواهد خبر از وخيم شدن اوضاع ميدهد. ذکر نکاتي چند در اثبات اين مدعا سودمند خواهد بود. اول) حقوق بشر: در جهان مدرن ملاک اصلي ارزيابي دموکراتيک بودن حکومتها، وضعيت حقوق بشر و آزادي بيان است. منشور جهاني حقوق بشر مورد پذيرش همه دولتها قرار گرفته و نقض آن از سوي همه دول عضو محکوم شمرده ميشود. متاسفانه با سرکار آمدن دولت جديد و يکدست شدن حاکميت، نه تنها به وعدههايي چون مهرورزي و عدالت گستري وقعي ننهاده شد، که محدوديتها و خشونتها بيشتر و بيشتر شد و اين همه گاه با سکوت تاييدآميز رئيس جمهور -به عنوان حافظ قانون اساسي و حقوق ملت- روبرو شده است. در زمينه آزادي اطلاعات و رسانهها، ايران در ردهبندي سازمان گزارشگران بدون مرز، در رده صد و شصت و چهارم قرار گرفت. فيلترينگ سايتهاي اينترنتي شدت يافته و اخيرا سايتهاي مربوط به زنان نيز به محاق رفتهاند. شوراي عالي انقلاب فرهنگي به جاي قانونگذار مينشيند و در مصوبهاي مبهم، ساخت فيلمهايي با مضامين سکولاريستي، ليبراليستي و فمينيستي را ممنوع ميکند. يکي از حاميان سانسور و سرکوب مطبوعات مستقل به سمت وزير فرهنگ گمارده شده که اين مساله نويد روزهاي بسيار بدتري در اين عرصه را ميدهد. روزنامه نگار شجاع و منتقد، اکبر گنجي، در وضعيت بسيار خطرناکي به سر ميبرد و خبر از ضرب و شتم او توسط عوامل دادستاني تهران و حضورش در زندان انفرادي ميرسد. عبدالفتاح سلطاني، وکيل دادگستري، بيش از سه ماه است که به صورت غيرقانوني توسط دادستان تهران بازداشت شده است. روند احضار فعالان سياسي و دانشجويي شدت گرفته و تهديدها افزون شده است. همزمان با آغاز به کار دولت جديد، به دليل بيتدبيري مقامات انتظامي، مناطق کردنشين ايران درگير آشوب و ناآرامي ميشوند و سوگمندانه به جاي برخورد عقلايي و منطقي، کار به خشونت مضاعف ميکشد و شماري از هموطنان بيگناه جان خود را در اين درگيريها از دست ميدهند. در خوزستان نيز اوضاع متشنج است و هر آينه بيم آن ميرود که اين منطقه نيز درگير آشوب گستردهاي شود. وزارتخانههاي حساسي چون اطلاعات و کشور که از مهمترين بخشهاي دولت هستند، عليرغم آنهمه شعار تحولطلبي و جوانگرايي، به دست دو تن از نيروهاي قديمي و نشاندار راست سپرده ميشوند. افرادي که سابقه چندان خوبي در زمينه رعايت حقوق بشر در پستهاي پيشينشان ندارند، و اگر قرار باشد جامعه را با همان روشهاي سابق خود به پيش برند، کشور دستخوش بحرانهاي جدي داخلي و خارجي خواهد شد. پس از انتصاب وزير علوم جديد، اکثر روساي دانشگاههاي بزرگ که عملکرد قابل قبولي در سالهاي گذشته داشتهاند، تعويض شده و زمام امور به دست نيروهاي تندرو افتاده است. زمزمههاي اخير مبني بر لزوم برخورد با معترضان و اسلامي کردن مطلق دانشگاهها يادآور سالهاي انقلاب فرهنگي و تصفيه صحن علم و دانش از منتقدان و مخالفان سيستم است. دوم) سياست خارجي: کشور ايران در دو دوره رياست جمهوري سيد محمد خاتمي با در پيش گرفتن سياست تنشزدايي توانسته بود مقبوليت مناسبي در مجامع بينالمللي کسب کند. به نحوي که ايران يک دوره در کمسيون حقوق بشر سازمان ملل محکوم نشد و از ارجاع پرونده هستهاي به شوراي امنيت جلوگيري به عمل آمد. اين همه تنها به اتکاي همان وجههاي بود که دولت پيشين پديد آورده بود. اما ظاهرا رئيس جمهور جديد از سر بيتجربگي و ناآگاهي از معادلات بينالمللي يک شبه قصد ويران کردن همه دستاوردهاي هشت سال گذشته را دارد. احمدي نژاد در ابتداي کار دولتش به عنوان نماينده ايران در مجمع عمومي سازمان ملل حاضر شد و با ايراد يک سخنراني تند و تنشزا، آرزوي دو ساله آمريکا مبني بر اقناع اروپا براي ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت را جامه عمل پوشاند. دوسال تلاش ديپلماتيک براي مجازات ايران به اندازه سخنراني بيست دقيقهاي پرزيدنت جمهوري اسلامي موثر نبود. در زماني که جمهوري اسلامي ايران قصد ساخت بمب اتمي را ندارد، واقعا چه الزامي وجود دارد که با طرح بحثهاي تحريک آميز و مضر براي منافع ملي، خود را به همه دنيا مظنون جلوه بدهيم؟ اما آقاي رئيس جمهور در دومين سخنراني جنجالي خود در يک همايش دانش آموزي با عنوان «جهان بدون صهيونيسم» از لزوم نابودي اسرائيل و تلاش ايران براي محو آن از نقشه جهان سخن راند و همچنين کشورهاي اسلامي را که قصد ايجاد رابطه با اسرائيل دارند، تهديد به سوختن در آتش قهر امت اسلام کرد. فارغ از اينکه آيا رئيس جمهور يک کشور لزوما بايد بداند که طبق منشور سازمان ملل، کشورهاي عضو حق تهديد يکديگر به نابودي را ندارند، بيان چنين اظهاراتي در وضعيت فعلي که از يکسو ايران در مظان اتهام تهيه سلاح هستهاي است و از سوي ديگر اوضاع کشور متحد ايران در خاورميانه - سوريه - نيز بحراني است، چندان بخردانه تلقي نميشود. کافي است در زمان ايراد سخنراني مزبور آقاي احمدينژاد اين نکته را به ياد ميآورد که رئيس جمهور ايران هفتاد ميليوني است نه عضو شوراي مرکزي جمعيت ايثارگران. زماني که چنين سخناني حتي از سوي مسئولان تشکيلات خودگران فلسطيني و دولت ونزوئلا نيز رد ميشود، بايد فهميد که چرا دنيا اينچنين يکسره ايران را محکوم ميکند. دردمندانه ما عليرغم سه دهه دفاع از ملت فلسطين و دادن هزينههاي بسيار در اين راه، امروز به وسيلهاي تبديل شدهايم که اسرائيل با آن چهره خود را تطهير کرده و بحث احقاق حقوق مردم فلسطين را در بلواي حاصل از سخنان رئيس جمهور محبوب دفن ميکند. غائلهاي که با کمي تدبر ميتوانست هرگز پيش نيايد. بيشک امروز کشور ايران در وضعيتي نيست که رو در روي همه قدرتهاي غربي بايستد، بنابراين نبايد با اقداماتي نسنجيده کشور را در بحران قرار داد. ادعاهايي نظير تحريم کشورهايي که عليه ايران در آژانس راي صادر کردهاند، تنها فايدهاش سقوط ناگهاني بازار بورس بود و الا همه ميدانند که ما در حدي نيستيم که دست به تحريم دنيا بزنيم و جواب متقابلي که خواهيم گرفت، ميتواند به غايت سهمناک باشد. چگونه کشوري که بخش اعظم بنزينش وارداتي است، ميتواند اروپا را تحريم نفتي کند؟ مگر اينکه چنين حرفهايي نيز از جنس همان سخنان بالا باشد و همانقدر بر سر آن کار کارشناسي شده باشد. در چند روز گذشته، سفراي مهم و باسابقه ايران در کشورهاي اروپايي از کار برکنار شدند. اين اقدام در آستانه اجلاس مهم شوراي حکام تنها ضربه ديگري است بر پيکره نحيف دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي. دخالت دادن اغراض شخصي و مقاصد حزبي در منافع ملي از هر کسي ميتواند سربزند اما زيبنده رئيس جمهور يک کشور نخواهد بود. نشستن بر سرشاخ و بريدن بن هنر نيست. کافي است علماي قوم کمي تامل کنند که چرا در اين چهار ماه همه اقدامات دولت جديد نه با استقبال محرومان که با سکوت تاييدآميز اپوزيسيون سرنگوني طلب مواجه شده است. يک مثل قديمي ميگويد: «مشت نمونه خروار است». نميخواهيم بدبين باشيم، اما چگونه ممکن است افرادي که تا سه چهار ماه قبل صحبت از مهر و عدالت و نان ميکردند، امروز به يکباره ادعا کنند که مردم براي تحريم و جنگ آمادهاند؟ واقعا بر چه مبنايي اينان به اين پايه رسيدهاند که از رضايت مردم براي جنگ و تحريم، آنهم در ازاي برخي اقدامات نسنجيده و اشتباه خودشان، آگاه شدهاند؟ آن نفتي که قرار بود نان مردم شود، ظاهرا قرار است بمب و موشک شده، بر خانههايشان فرود آيد. حقيقتا آزاديکشي و عدالتخواهي چه نسبتي با هم دارند؟ يا شايد اين هم از کرامات آناني است که ادعاي ظاهر کردن امام غايب از پس پرده را دارند! کاش سالي که نکوست از بهارش پيدا نباشد. به نظر نميآيد که اين بهار پاياني جز زمستاني سخت سوزان داشته باشد. زمستاني که اولين قربانيانش محرومان و مظلوماني هستند که بيشک قرباني جاه طلبيها و بيخرديها شدهاند ٭ سرمقاله پانزدهمین شماره نشریه نوای نو |