Free Web Hosting Provider - Web Hosting - E-commerce - High Speed Internet - Free Web Page
Search the Web

 

کوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت

 سیدحسین میرکریمی*

دانشگاه صنعتی سهند تبریز، دانشگاهی که من در آن تحصیل می کنم با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کند. مشکلاتی که بعضا در سایر دانشگاه ها نیز وجود دارد. اما معضل اصلی این موسسه آموزشی بی شک این است که مسئولان آن وظایف اصلی خود را درک نمی کنند.

آیا شایسته است دانشگاهی صنعتی با دانشجویانی که سال به سال تعدادشان افزایش می یابد تنها دارای پنج خط اینترنت برای دانشجویان مقطع لیسانس باشد؟ آری، این دروغ نیست، تنها پنج خط اینترنت در عصر انفجار اطلاعات.

دانشگاهی که یک ساعت با شهر فاصله دارد نیاز مبرمی به سرویس های رفت و آمد دارد اما در این خرابه در اتوبوسی که ظرفیت چهل نفر بیشتر ندارد باید هشتاد دانشجو به بدترین وضعی خود را در یک لگن از کار افتاده جای دهند و مشخص نیست اگر برای این قفس آهنی تصادفی روی دهد چه فاجعه ای رخ خواهد داد و آیا آقایان جوابگوی چنین اتفاقی خواهند بود؟ فکر نمی کنم اتهام قتل چیزی باشد که مسئولان غیرپاسخگو از پسش برآیند. چگونه می توان چنین زیانی را جبران کرد؟ آیا کسی دورتر از نوک بینی اش را می بیند؟

تشکل ها و کانون های دانشجویی در این دانشگاه حتی از داشتن یک خط تلفن و اینترنت محرومند و در فقر مطلق روزگاری می گذرانند و نفس های به شماره افتاده فعالیت های فرهنگی در این دانشگاه گواه همین امر است. انگار نه انگار که بودجه رسمی برای کانون های فرهنگی و دانشجویی وجود دارد و باید صرف چنین اموری شود.

دانشجویان دختر در این دانشگاه امکان برخورداری از خوابگاه را ندارند. به جای خوابگاه برای آنها پانسیونی در شهر جدید سهند اجاره شده است. اما شرایط این پانسیون را بشنوید. اجاره هر نفر برای ساکن شدن در یک اتاق چهار نفری 35000 تومان در ماه است، با 10000 تومان شارژ ماهیانه و 100000 تومان پیش پرداخت. جالبتر اینکه دانشجویان مجبورند این اتاق های بی پنجره را در تابستان که از آن استفاده ای نمی کنند نیز اجاره کنند.

با این همه فجایعی که بر شمردم مسئولان این دانشگاه وظیقه اصلی خود را «فرستادن اجباری دانشجویان به بهشت» تعیین کرده اند. پیش از این اردوهای مختلط به بهانه جلوگیری از فساد ملغی اعلام شد. اکنون در تازه ترین اقدام آشپزخانه های خوابگاه در ایام ماه رمضان تعطیل شده و درها قفل می باشد. واقعا نمی دانم پس از 27 سال برپایی حکومت اسلامی هنوز این قدر بی دین در نسل جوان _که تربیت یافته همین رژیم اند_ وجود دارد؟ آیا مسئولان دانشگاه با این اقدام به شعور دانشجویان توهین می کنند یا شعور خود؟ اگر کس یا کسانی امکان یا حتی تمایلی به روزه گرفتن ندارند مجبورند به هر وسیله ای به احکام اسلامی _بهتر احکام فقهی مسئولان این دانشگاه_ تن در دهند؟ آن هم در خوابگاه که خانه دانشجو محسوب می شود. این اقدامات سخیف چه چیزی را می تواند ثابت کند؟ اینکه دانشجویان بی دین هستند یا مسئولان دانشگاه پلیس و ضابط قضایی؟

آزموده را آزمودن خطاست. تکرار اقدامات سرکوبگرانه دهه 60 در زمینه شعایر اسلامی، آنهم در دانشگاه نه تنها رغبت دانشجویان به دین و مذهب را نمی افزاید که نفرت می زاید و خصومت و این روندی بود که پس ازانقلاب طی شد و نتیجه اش اینکه حضرات مجبورند با زبان بی زبانی اعلام کنند دیگر حنای دین و مذهب رنگی ندارد. شاید این اعمال پیش زمینه ای است برای آماده کردن مقدمات ظهور آقا امام زمان در دانشگاه ها و عملی کردن وعده های دولتی که قرار است «جاروکش» مردم باشد. از نظر من این اقدامات تنها و تنها یک دلیل دارد و آن نظامی کردن فضای دانشگاه ها و بستن باب هرگونه نقد و انتقاد و حرکت دانشجویی. این جرقه ها پیش درآمد آتشی است که قرار است دامنگیر دانشگاه و علم شود. دانشجو را برده ای یا سربازی می خواهند که در انقیاد به سرمی برد و جز سر تکان دادن وظیفه ای ندارد.

مبارزه با وضع موجود ضروری است. نباید به خواسته های دیکتاتورمابانه ای تن در دهیم که انسان و اندیشه را از معنا تهی می کنند.

 باید بدونه عاقبت

دوبال پرواز می کشیم

درای این مدرسه رو

رنگی و دلباز می کشیم

رو کاغذای بی صدا ساز می کشیم، ساز می کشیم

توضیح سایت انجمن: حسین میرکریمی بخاطر نوشتن این مقاله به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شد!

بازگشت به صفحه نخست