سرمقاله
نوای نو، شماره 14
امیرحسین حاج قنبری
amirh_hgh@yahoo.com
باید دوباره بنویسم. شاید درباره شروع مجدد. شاید گزارش از توقیف و شروع مجدد کار نوای نو همان چیزی باشد که من باید درباره آن بنویسم. نوای نو در اردیبهشت ماه سال 83 به اجماع آرای اعضای کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه سهند به محاق توقیف رفت و در مرداد ماه به اتفاق آرای اعضای کمیته مرکزی ناظر بر نشریات دانشجویی از آن رفع توقیف شد و از آذرماه اجازه چا÷ دریافت کرد. حکم بدوی و همین طور حکم نهایی بسیار باعث شگفتی من شد. من که به مدت یک سال مدیر مسئول این نشریه بودم و عضو کمیته ناظر نشریات دانشگاه و به تبع آن تا حدودی آشنا با آیین نامه ها و قوانین، هرگز نمی توانستم این همه تضاد در عملکرد این دو مرجع قانونی را در ذهن خود متصور شوم. حکم نهایی همچون حکم برائت بود. نمی خواهم بگویم عملکرد کدامیک از این دو مرجع صحیح و قانونی بوده –زیرا که کمیته مرکزی اختیار قانون گذاری دارد- اما در این میان باید بر عملکرد و قضاوت کمیته ناظر بر نشریات دانشگاه سهند خورده گرفت و از آنان خواست که این تفاوت فاحش میان برداشتهای قانونی خود و کمیته مرکزی را توجیه نمایند. هرچند که اطمینان دارم در صورتی که به مرجع قانونی دیگری مراجعه می شد، بعید نمی نمود که نظر بسیار متفاوتی را اعلام می کردند.
اما این مشکل، تنها معضل مختص دانشگاه کوچک ما نیست. مشکل راستی و چپی، بزرگ و کوچک و در یک کلام گرفتاری همه زورمندانی است که همواره دیدگاههای فراقانونی خود را به قانون تحمیل کرده اند. از مشروطه خواه گرفته تا سلطنت طلب و از اصلاح طلب گرفته تا محافظه کار، اگر همه را انحصار طلب بنامیم پر بیراه نرفته ایم.
قانون در مملکت ما مضحکه مدرنی است در دست عوامل قدرت. سرزمین ما به قانون نیازی ندارد. چیزی که قبیله ما نیازمند آن است، ریش سپیدانی عارف مسلک است. ریش سپیدانی که بتوانند در سیر و سلوک و مشاهدات خود سره را از ناسره و حق را از باطل تشخیص دهند و آن را به مردمان خود بخورانند. در این میان پدیده مدرنی چون دموکراسی و پارلمانتاریزم صورتکی است که تنها برای تعامل با دنیای جدید باید مورد استفاده قرار بگیرد. گواه این گفته، مجلس جدید ماست. مجلسی که با شجاعت بودجه هایی را تصویب می کند که در گذشته ای نه چندان دور تنها با به صورت مخفیانه میان قدرت طلبان و انحصارگرایان دست به دست می شد. در آینده نیز شاهد دستاوردهای چشمگیر و خیره کننده ای از این نمایندگان مردم(!) خواهیم بود که چشمان همگان را خیره خواهد کرد.
به هر روی امروز "نوای نو" در دستان شماست. نشریه ای که برای آن زحمت بسیاری کشیده شده است و کار اجرایی آن بسیاری از دانشجویان، دوستان و همقطاران شما را به زحمت انداخته است. ورق های با ارزشی در دستان شماست، اما در کمال فروتنی می گوییم که:
شرممان باد ز پشمینه آلوده خویش
گر به این فضل و هنر نام کرامات بریم